السيد مرتضى العسكري

197

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

بخورى به سختى مىميرى ، بعد از آن خوابى را بر آدم چيره كرد و يكى از دنده‌هايش را برگرفت و از آن حوّا ، همسر آدم را آفريد ، آدم و حوّا هر دو عريان بودند و از آن شرمگين نمىشدند . باب سوّم و مار از همهء حيوانات صحرا كه خداوند خدا ساخته بود هوشيارتر بود و به زن گفت آيا خدا حقيقتا گفته است كه از همهء درختان باغ نخوريد * زن به مار گفت از ميوهء درختان باغ مىخوريم * لكن از ميوهء درختى كه در وسط باغ است خدا گفت از آن مخوريد و آن را لمس مكنيد مبادا بميريد * مار به زن گفت هرآينه نخواهيد مرد * بلكه خدا مىداند در روزى كه از آن بخوريد چشمان شما بازشود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود * و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكوست و به نظر خوش‌نما و درختى دلپذير دانش‌افزا پس از ميوه‌اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد * آنگاه چشمان هر دوى ايشان بازشد و فهميدند كه عريانند پس برگهاى انجير به هم دوخته سترها براى خويشتن ساختند * و آواز خداوند خدا را شنيدند كه در هنگام وزيدن نسيم بهار در باغ مىخراميد و آدم و زنش خويشتن را از حضور خداوند خدا در ميان درختان باغ پنهان كردند * و خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستى * گفت چون آواز تو را در باغ شنيدم ترسان گشتم زيرا كه عريانم پس خود را پنهان كردم * گفت كه تو را آگاهانيد كه عريانى آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه از آن نخورى خوردى * آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوهء درخت به من داد كه خوردم * پس خداوند خدا به زن گفت اين چه كار